این هفته حسابی کار کردم! ورزش کردم! با دوست جدید محل کارم خوش گذروندم! با دوست نانازم آواز خوندیم!:) با کیمیا فیلم آمیلی رو تماشا کردیم! از کاراکترآمیلی خوشم اومد:) آخه بعضی کارهاش مثل خودم بود:) امشبم شام مهمون داشتیم :) کلی از خاطرات گذشته گفتیم و خندیدیم :) شام خوشمزه هم :) درست کرده بودم
فردا بعد یکسال سینما نرفتن!اگه موفق بشم! قراره برم سینما:) و اتفاقی سه تا از دوستهام برام بلیط سینما گرفتن! دو تا اخراجی ها و یک تا! خون بازی ! دوستهای داداشی هم دعوت کردن، بریم جاده چالوس ! یا برنامه تفریح نداری یا که .... اما صبح باید یه سر برم شرکت:( و نمی تونم چالوس برم
این هفته کلی فکرهای اساسی کردم ! نتیجه اش این بود که دوباره بخندم و دوباره سرشار از روح زندگی بشم