شش-ده-سیزده و چهارده آغاز پاییز! چه دیروز، چه امروزو چه فرداها خواهند بود جاودانه! تلخ یا شیرین؟ نمی دانم
...
:و امروز و اینک
گاهی سرد سردم
گاهی گرم گرم ، لبریز مهر
گاهی پر ز اضطراب
گاهی کوه صبر و آرامش
.......و گاهی آتشفشانی خروشان از
................
دیشب با مامان مراسم شب قدر دعوت داشتیم تو منزل یکی از دوستان، بیشتر بخاطر مامان رفتم که تنها نباشن، اما اونجا حس خوبی
داشتم، حس می کردم هر چی از خدا بخوام بهم خواهد داد، اما .. نتونستم چیزی رو برای خودم بخوام! چراشو واقعا نمی دونم..؟
.............
سلامتی مامان رو از ته دل از خدا خواستم
.......