.........
قبوله! بعضی آغازها همیشه یکسان نیستن؛ و میشه که رنگ دیگه ای داشته باشن!حتی ممکنه که پایانی هم در کار نباشه!!؟
.................
امروز می تونستم حس مادرم رو بیشتر بفهمم، که گاهی با وجود احساس درد زیاد، حاضر نیست دکتر بره! بعد تصادف رانندگی ام(6سال پیش، که خوشبختانه !بسلامت بجان در بردم) نسبت به پزشک ها!(قبوله که همشون عین هم نیستن) بی اعتماد شدم. و حوصله آزمایش و عکس و ... و از همه مهمتر انتظار تو اتاق انتظار رو ندارم
..................................
خدایا! لطفا به من قدرت بیشتر بده و توان بیشتر، که همیشه بتونم شاد وقبراق، محکم و استوار باشم. و به هیچ کس جز خودت نیازمند نشم
آمین
..............
همین حسی که دارم
حتی وقتی از تو دورم
تلخ و بیمارم
چقدر خوبه
.
همین بس که می دونم خوبه خوبی، خواب خوابی
من که بیدارم
چقدر خوبه
.
همین بغضی که دارم
همین ساز شکسته
دلیل از تو مردن، از تو رفتن
تا تو برگشتن
.
همین اشکی که غلتید
همین دستی که لرزید
همین دردی که پیچید از غم تو در صدای من
.
چقدر خوبه که هستی
اگه حتی بعد من
اگه حتی غریبه مثل سایه پا به پای من
.
چه بی نوره ستاره، همین که تو بخندی
چه بی رنگه اقاقی، پیش لبهات وقته شکفتن
.
همین حرفی که کم شد از لب من تا ترانه، از تو پر باشه
همین وزنی که گم شد تا دوباره عاشقانه، از تو پر باشه